چاووشی خوانی درنیستانک

یکی ازشعایرعاشورایی مرسوم فرهنگ نیکوی چاووشی خوانی است که گرچه سال های اخیربه دلیل تعددسفرهای زیارتی رنگ ولعاب سال های دور رانداردولی هنوزهم دل دادگان وشیفته گان اهل بیت (ع)مجذوب  ابیات وآهنگ خاص آن هستندکه برای لحظاتی شنونده گان و دیدارکنندگان اززوار خصوصا" زوارشش گوشهءسیدالشهدا(ع)رادرفضایی معنوی وسرشارازعشق و ارادت به حضرات معصومین (علیهماسلام)قرارمی دهد.

درنیستانک ما هم که الحق صفت دارالموءمنین ودارالعبادبرازنده این قریه است،این رسوم باصفاکماکان ادامه دارد والحمدالله فراموش نشده .

حقیرسعی می کنم تاجایی که سن وحافظه ام یاری کندبرای ترویج این رسم دیرین پسندیده، شمه ای ازاین مراسم وابیاتی که درآن خوانده می شود به استحضارشریفتان برسانم

اشعارچاووشی همچون دیگربلادبه دو روش خوانده میشود. نخست درمراسم روضه،ودیگردرزمانی که افرادی ازهم ولایتی هابه زیارت اماکن متبرکه همچون بیت الله الحرام ومشهدالرضا یا عتبات عالیات مشرف می شوند.که این ابیات بسته به نوع مجلس روضه ونوع زیارت ،گاها"متفاوت است✨به طورمثال به خاطردارم مرحوم غلام حسین زارع زمان ورود دستهءعزاداربه حسینییهءپایین ده این ابیات راکه برگرفته ازاشعارتعزیه بااندکی تغییربود به سبک چاووشی می خواندند

خوش آمدیدایا دوستان دراین عزای حسین

نهیدمرحم اشکی به زخم های حسین

حسین که جان گرامی فدای امت کرد

رواست امت اگرجان کندفدای حسین

به  روزحشر ،ببینی به دست  پیغمبر

کلیدگنج شفاعت به خون بهای حسین

اگررضای خدا  و رسول   می طلبی

متاب روی ارادت تو از رضای حسین

----------------------------

ویااشعاری که جناب حاج میرزا غفاری که خداحفظشان کنددرشروع مجلس برای طلب صلوات ازمستمعین میخوانندوبیشترچاوش خوان ها ومنبری های محل همچون مرحوم محمدعلی ملامحمدی، مرحوم حسین جوزدانی،مرحوم محمدحسن کلانتر،مرحوم ملاحسن صمدی ،مرحوم ملاباقرواعظی ودیگران بسته به مناسبت مجالس ،منتخبی ازاین ابیات رابه کارمی بردند.

فریادوفغان وشوروشین می آید

ازمجلس ما بوی حسین می آید

ای اهل مصیبت به ادب بنشینید

که فاطمه مادر حسین  می آید

-----------------------------

اول به مدینه مصطفی راصلوات*

دوم به نجف شیرخدا   راصلوات*

در کرببلابه  شمر ملعون  لعنت

درطوس غریب الغربا را  صلوات*

-----------------------------

جانم به فدات یااباعبدالله

قربان وفات یا اباعبدالله

لعنت به جماعتی که منعت کردند

ازآب فرات یا اباعبدالله

بارالهانشودلال به هنگام ممات

*هرزبانی که فرستد به محمدصلوات*

-----------------------------

ایوان نجف عجب صفایی دارد؟

حیدربنگر چه بارگاهی دارد؟

ای کعبه به خودمنازازروی شرف

جایت بنشین که هرکه جایی دارد

به پادشاه نجف مرتضی علی صلوات*

-----------------------------

ای شاه نجف که لافتی بودی تو

همسایه به دشت کربلا بودی تو

آندم که حسین زتشنگی جان می داد

کوثربه کجا بود وکجا بودی تو؟

-----------------------------

زتربت شهدا بوی سیب می آید

زطوس بوی رضای غریب می آید

سری نهاده به غربت رضادلش تنگ است

زطوس تابه مدینه هزارفرسنگ است

به شاه قبه طلا حضرت رضاصلوات*

-----------------------------

ویاشعرمنسوب به ناصرالدین شاه

که بنده وحاج میرزا وملاجوادکلانتروحاج آقا رضافرح آبادی بیشترازخواندن این ابیات لذت می بریم

خرم دلی که منبع انهارکوثراست

کوثرکجازدیدهءپراشک بهتراست؟

نام حسین وکرببلا هردودلرباست

نام علی اکبرازآن..........  تاآخر

-----------------------------

این ابیات راهم مرحوم محمدعلی ملا محمدی(ملا باقر)که ازقاریان برجسته قریه نیستانک بودقبل ازقرایت قرآن به سبک چاووشی می خواند

🌷هرکس که هوای حوض کوثردارد

بایدکه دل ازمهرجهان بردارد

هرکس که جهان خواهدوکوثرطلب است

محض غلط است ،خوشه یک سردارد

اول به مدینه مصطفی راصلوات*

دوم به نجف شیرخداراصلوات*

سوم به امام حسن که زهرش دادند

چهارم به شهید کربلا راصلوات*

به یازده پسران علی ابوطالب

به ماه عارض هریک جدا،جدا صلوات*

-----------------------------

البته اشعارزیاداست که دراین مقال نمی گنجداماچندبیت ازاشعاری راکه زنده یاد ملاباقرواعظی موقع ورود زوار عتبات میخواندندوحقیرهم خیلی دوست دارم وبه رسم شاگردی ازمحضراین پیرغلام فقیدفراگرفته ومیخوانم به عنوان حسن ختام این مقوله تقدیم می کنم؛

ماسلام ازروضهءشیرخداآورده ایم

روی پرگردوغبارازکربلا آورده ایم

بس که رخ مالیده ایم برمرقدشاه نجف

بوی مشک وعنبروعطروگلاب آورده ایم

قتلگاه حضرت شاه شهیدان دیده ایم

چشم گریانی ازآن ماتم سرا آورده ایم

طوف عباس علی راکرده ایم ازجان ودل

ماطواف مکه راازخیمه گاه آورده ایم

مرقدموسی کاظم دربغل بگرفته ایم

خاک درگاهش برای توتیا آورده ایم

مهدی صاحب زمان راما زیارت کرده ایم

نامهءآزادی ازجرم وگناه آورده ایم

دربیابان مابسی جرم وجفاهادیده ایم

مهر وتسبیح ازشهیدکربلا آورده ایم

باسپاس ازآقای رمضان صمدی

(اجرای مراسم عروسی به سبک قدیم نیستانک:)

در گذشته های دور مراسم عروسی در روستا نیستانک 3 روزه برگزار می گردید این سبک برگزاری مراسم به دلیل مشکلات برگزاری و هزینه بر بودن تقریباً از حدود 35 تا 40 سال پیش دیگر برگزار نگردید و تنها برخی از موارد آن همچنان اجرا می گردد.

عصر روز اول عروسی دو نفرمرد و دو نفر زن یکی از اقوام داماد و دیگری از اقوام عروس برای دعوت به خانه مدعوین می رفتند و از مردها میخواستند برای بردن داماد به حمام آنها را همراهی نمایند. به این دو نفر سیروسپاه می گفتند.

شب هنگام حمامی برای دریافت بقچه حمام مردهای خانواده مدعوین به خانه های اینان مراجعه می نمود و خانواده ها بقچه ها را در مجمعی مسی تحویل او می دادند. حمامی بقچه ها را به حمام می برد و در رختکن حمام می گذاشت.

صبحگاه روز اول مردها به خانه داماد مراجعه می نمودند و او را با سلام و صلوات به حمام می بردند در حمام دلاک داماد را شستشو می داد و مدعوین نیز به شستشوی خود می پرداختند و تشتی از حنا به حمام آورده می شد و همگاه به شادی کف دستها و یا احیاناً پا ها را حنا میزدند و پس از ساعتی داماد به همراه مدعوین از حمام خارج می گشتند.

بیرون از حمام سایر مردان و مطرب ها آماده بودند و با هل هله و شادی و پاشیدن نقل و پول بر سر داماد از او استقبال می نمودند .نکته ای که باید یادآور شد اینکه قبل از بیرون آمدن داماد حمامی به خانه تک تک مدعوین مراجعه می نمود و سینی هایی که در آن تنگی حاوی انواع شربتها و ظرفی از میوه های فصل مانند هندوانه،خربزه، انار دانه شده، انجیر خیسانده شده و... را ازخانواده ها تحویل گرفته به حمام می برد که مدعوین در هنگام خروج از حمام گلویی تازه تمایند.

همراهان داماد را با سلام و صلوات و پاشیذن نقل و پول بر سر وی از حمام به خانه اش می بردند و برای صرف نهار میهمان او می شدند .در آن روزگاران غذای میهمانی های بزرگ بیشتر آبگوشت یا کله جوش بود که برای این مورد بیشتر آبگوشت سرو می گردید.

به موازات مراسم حمام داماد، زنهای دعوت شده برای چیدن جهیزیه به منزل عروس مراجعه می نمودند. نیاز به توضیح نیست که در آن روزگاران جهیزیه مانند امروز انواع و اقسام ظروف گرانقیمت یا وسایل برقی گوناگون و ... راشامل نمی گردید و بسته به قدرت مالی خانواده عروس تهیه می شد و اغلب مختصر و جزئی بود.

سپس عصر همان روز خنچه شامل لباس و هدایا از خانه داماد برای خانه عروس ارسال می گردید و پس از رسیدن خنچه عروس را در خانه اش آرایش می کردند .

پس از این مورد مردها جهاز را به خانه داماد می بردند.سپس زنهای دعوت شده عروس را برای حمام همراهی می نمودند البته رسم بر این بود که یکی از مردهای فامیل نزدیک عروس (شخصی جز پدر) عمو، دایی و... که محرم عروس بود کمر عروس را میگرفت و با گام های آرام او را تا درب حمام مشایعت می نمود. مراسم استحمام نیز مانند مورد استحمام داماد با همان کیفیت برگزار می گردید. البته خواندن رباعیات در طول مسیر متدوال بود اشعاری مانند شعر ذیل:

اول از حمد خدا آیه بسم الله است

دوم از نام محمد که رسول اله است

سوم آن حیدر صفدر که ولی الله است

چهارم ابلیس لعین گشته زدینگمراه است

تا حیات است تو ای شیعه تا روز ممات

دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات

استحمام عروس گاها تا سحر گاه طول میکشید و سحرگاهان همراهان او را تا منزل داماد همراهی می نمودند که خوب خواندن اشعار و سلام و صلوات و نیز پاسیدن نقل و پول هم انجام می پذیرفت حدود 400 تا 300 متر مانده به خانه داماد دسته همراهان عروس می ایستاد و داماد به استقبال عروس آمده سلام می داد و با خوش آمد گویی از او دعوت می نمود وارد منزل شود. پدر یا یکی از بزرگان اقوام داماد آینه و قران و دو عدد تخم مرغ پخته نشده را در سینی نگاه می داشت عروس به سمت منزل داماد حرکت می نمود ولی درست جلوی درگاه خانه می ایستاد، ددو عدد تخم مرغ را در اختیار او قرار می دادند و او آن دو تخم مرغ را بر سر در خانه داماد می کوبید و فلسفه شکستن این دو تخم مرغ به شرح فوق این بود که عروس این پیام را به داماد می داد که« اگر من در طول زندگی مشترکمان تمام دارایی تو را مانند این دو تخم مرغ از هدر دادم و از بین بردم تو حق هیچگونه اعتراضی نداشته ، باید سکوت نمایی. »

(جالب است بدانید این مورد جزو محدود مواردی است که همچنان در بین نیستانکی ها باقی مانده و حتی در عروسی هایی که در شهرهای بزرگ مانند تهران،اصفهان،کرج و... برگزار می گردد.)

پس از آن عروس را به حجله می بردند.

صبح روز دوم از خانه داماد موارد ذیل برای خانه تمام مدعوین ارسال می گردید:

- یک کاسه روغن و نبات ( در گویش محلی به آن گداخته می گویند).

- یک پشقاب حلوا ارده

- یک ظرف نیم رو که سه عدد تخم مرغ در آن بود.

- دو تا سه عدد نان محلی.

همچنین صبح روز دوم داماد برای دست بوسی به خانه پدر عروس مراجعه می نمود و خانواده عروس به داماد هدیه ای می دادند که این هدیه در آن روزگاران بیشتر قطعه ای زمین زراعی یا حق امتیاز آب کشاورزی بود.

صبح روزسوم خانواده عروس لباس های داماد را با خنچه برای منزل داماد ارسال می کنند مردها برای تعویض لباس داماد به خانه او می رفتند و رخت دامادی او را می پوشاندند و رسم بود هر تکه را یکی از مردان نزدیک داماد برتنش می کرد. فامیل نزدیک برای نهار میهمان داماد هستند

روز سوم اقوام برای دیدن عروس و داماد به خانه آنها می رفتند و برایشان هدیه می بردند

عصر روز سوم خانم ها عروس را به حمام می برند و مجدد به منزل داماد برمی گرداندند. عروس و داماد را بر کرسی نشانده و تا پاسی از شب به پایکوبی می پرداختند جالب اینکه در تمام این مدت عروس در حالی که چهار زانو نشسته بدون اینکه کلامی حرف بزند سر به زیر داشته با دستمالی جلوی دهانش را گرفته بود و آینه های بزرگ را نگه داشته بود.

این بود شرحی از عروسی نیستانکی ها در روزگاران گذشته، البته نگارنده را ببخشید که به خاطر سن و سال چیز زیادی از عروسی ها را در یاد ندارم و از پرس و جو و مصاحبه با این و آن این چند خط را نوشته ام.

باسپاس ازآقای داریوش کلانتر

(الله بگو)

یه زمانی نیستانک پشت بامهای خونه رو کاهگل مینمودن واز دو سه روز قبل خاک رس و کاه را مخلوط کرده و گل میساختن. روز موعود چند نفر  به دو گروه تقسیم می شدن و با بیل گلها را بالای پشت بام خانه میریختند و اشعاری می سرودند کمی از اشعار این بود

ای الله بگو

ای نامش بگو

ای نام خدا

ای مشکل گشا

ای چه غم داریم

ما حیدر داریم

ای الله الله

ای نام الله

ای شیر خدا

ای شاه نجف

ای خیبر گشا

ای الله بگو،،،،،

(حلواچورنو)

یکی ازمراسم های زیبای محلی که درنیستانک واختصاصادرشب برات (سه شب) برگزارمی شد مراسم حلواچورنو بوداین مراسم بطورویژه  به پسربچه ها اختصاص داشت پسربچه ها بعد ازنمازمغرب وعشا  دردسته های چهارپنچ نفره بین خود یک سرگروه انتخاب می کردند ودرتاریکی شب به درب خانه هامیرفتند .واین اشعار راسرگروه  باصدای بلند می خواند:وبقیه گروه فقط صل علی محمد صلوات بر محمد(ص) می گفتند :

 

رمضون اومد مهمونیش کنید

 

صل علی محمد صلوات بر محمد(ص)

 

بزو بزغاله به قربونیش کنید

 

صل علی محمد صلوات بر محمد(ص)

 

خروس شش ماهه که دستت نرسد

 

صل علی محمد صلوات بر محمد(ص)

 

گاو و گوساله به قربونیش کنید

 

صل علی محمد صلوات بر محمد(ص)

 

دراین قسمت منتظرمی ماندن صاحب خانه چیزی بیاورد اگرنمی آمد ادامه می دادند

 

پیرزن برخیز تا سحر خوریم

 

صل علی محمد صلوات بر محمد(ص)

 

نون و پالوده با عسل خوردیم

 

صل علی محمد صلوات بر محمد(ص)

 

پیرزن برخیز ای مادر من

 

صل علی محمد صلوات بر محمد(ص)

 

مجمعی پر کن از خاطر من

 

صل علی محمد صلوات بر محمد(ص)

 

 

اگرچیزی برایشان نیاورده بودند وصاحب خانه دارای پسربود(مثلا بهمن ) که ازدواج نکرده پس ازوقفه ای کوتاه  ادامه میدادند 

 

 

بهمن آقا می وتخت ناشت

 

صل علی محمد صلوات بر محمد(ص)

 

یک  انجوی جوونی جوون مثلی شوی چهاردمی ووروش ناشت

 

صل علی محمد صلوات بر محمد(ص)

 

دراین قسمت صبرشون تمام می شد عجله داشتند که به درب خانه های دیگربروند  ومی گفتند :

 

درآرید ودرآرید خرما درآرید

 

اگر خرما نباشد سنجد در آرید

 

صل علی محمد صلوات بر محمد(ص)

 

  بعد چند لحظه می گفتند  براريد و براريد ايگر هیچی ندارید زيبيد خبر براريد

 

خانم خانه‌تا شیرینی،خرما، انجیل، گندم برشته و ...می اورد برای امواتشان صلوات می فرستادند و به درب  خانه بعدی می رفتند.

 
  BLOGFA.COM