چهارشنبه هشتم غره شوال 1300 هجری قمری صبح وارد نیستانک گردیدم نیستانج ازآثاربرزو نبیره
مثنوی
گــاه در بغداد آیــــــد ناگهـان بگذرد از این سران تا آن سران
در میان میوه های خوش مزه او نبینـد جـز که قش خـر بوزه
و آنانند مستدرحین که حق تعالی فرماید سنتدر جهنم من حیث لایعلمون واملی لهم ان کیدی متین.
طبقۀ رابعه آنها هستند که از فاضل طینت طبقۀ اولی می باشد و هر چند به دنیا رغبتی تمام ندارند، اما از انجا که صاحب بعضی خصائل نیکند از قبیل عدالت یا شجاعت یا سخاوت یا عفت که فایده آن عاید حال عوام و خواص می گردد و حکمت بالغۀ خداوندی قلوب ایشان را به اشتغال امور دنیویه را غب فرموده است و عواقب امور این طبقه نیز مودی به خیر عقبی خواهد بود. مگر آنکه در طی طریق دنیا از تراکم امور دنیوی غفلت و نسیانی کلی بر آنها راه یابد و از مقام فضایل که در نهاد ایشان مستودع بود تجاوز نموده و دچار رذایل گردند. مثلا از عدالت به هوای نفس عدول نماید یا از سخاوت به غلبه طمع نکول کند یا ازشجاعت به وفور امنیت ملول گردد و یا از عفت به صحبت ارذال و عوام جاری شود.
خلاصه به اتفاق حاجی حسین به زیارت مسجد حضرت صاحب الزمان عجل الله فرجه رفتیم. این مسجد بر حسب اشاره حضرت امام حسن علیه السلام بنا شده و از قرار مذکور حضرت صاحب الامر علیه السلام در اینجا نماز گزارده اند. بعد از مراجعت از آن مسجد باز با مشارالیه به مسجد جامع آمده بعد از نماز خفتن از او پرسیدم که پاره از سلاک با اینکه در امور دنیا مجاهدت و در کار عقبی مراقبتی دارند نه در دنیا به در جۀ علیا میرسند و نه از جهت عقبی صاحب فتو حات عظیمی می شوند گفت چون در طلب دنیا از بابت رغبتی که به عالم باقی دارند حق اجتهاد به جای نمی آرند و در طلب فتو ح نیز به واسطۀ میلی که به علایق دنیوی دارند کمایحب اهتمام نمی نمایند بلکه در اثنای اشغالات دنیویه جنبۀ لا هوتیه ایشان را از صرافت امور مقتضیه و ترقی صوری منصرف نموده از طریق دنیا داری راجع و به صراط انقطاع را غب می گردند و هنوز صاحب فتوح کلیه نشده باز هواحبس نفسانی و هوا و هوس حیوانی ایشان را به جلب منافع و کسب معایش مایل نموده از راه طلب منحرف می گرداند به اینواسطه نه صاحب در جات روحانی می شود و نه جالب مقامات جسمانی و سالک را هیچ چیز بیشتر از این حال به خسران نمی اندازد.
گفتم علاج این درد چیست ؟ گفت : علاج آنست که همت خود را بر قضای حوائج مردم مقصور دارد و در این باب از مذلت و هوان و ملامت و شنعت دوستان و دشمنان نیندیشد شاید در بین امور خدمتی به مستحقی کرده شود و رعایت حال نیک مردی به جا آید و دعای خیر ایشان اسباب نجات گردد.
بیت
صد سفرۀ دشمن بنهد طالب مقصود باشد که یکی دوست بیاید به ضیافت
خلاصه شب گذشت و مجال خواب به تنگ از هم سیر نمی شوم. نا چار وداع گفته ساعت پنج شبگیر نمودم
سفرنامه صفاءالسلطنه نائینی (تحفه الفقراء) به اهتمام محمد گلبن